برنامه هفتم توسعه در نقطه کور سیاستگذاری

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ وقتی دولت چهاردهم با شعار اجرایی کردن برنامه هفتم توسعه وارد میدان شد، تقریباً همه ارکان نظام موافق بودند و در کنار دولت وفاق ملی، برنامه هفتم توسعه به عنوان برنامه ملی مورد توجه بود و سه قوه بر اجرای تمام و کمال این برنامه توافق داشتند. به طور کلی برنامه های توسعه تمام اهداف اقتصادی را در خود دارد و تنظیم و اجرای درست آن می تواند با نسبت های اقتصادی، رفاه و رشد و توسعه را توأمان به سطح بالا ارتقا دهد.
بهتر است احیای مجدد برنامه هفتم توسعه بر مبنای نوسازی باشد
از ابتدای تهیه و تدوین برنامه هفتم، امیدهای زیادی به فرجام مطلوب آن بود. تحقق رشد هشت درصدی می توانست دوباره کشور را در مسیر پیشرفت قرار دهد، اما ابر و باد و مه و جنگ و تحریم سبب شد برنامه هفتم توسعه در نقطه کور سیاست های اقتصادی قرار گیرد؛ به نحوی که در حال حاضر نه کسی از این برنامه یاد می کند، نه ارگانی سراغش را می گیرد و نه رسانه ها به آن می پردازند و کم کم از یادها فراموش می شود.
تحلیلگران اجتماعی و سیاسی پیام یک بلاگر بیشتر مورد نقد و بررسی قرار می گیرد تا رخداد ملی کشور یعنی برنامه هفتم توسعه. به نظر می رسد رسانه ملی و سایر ارکان نظام باید دوباره برنامه توسعه را روی میز کار قرار دهند. حافظه برنامه ریزان باید بروز و به هنگام شود. البته شرایط اقتصادی و سیاسی کشور تغییر یافته است و بایستی برنامه هفتم توأم با جنگ در محور کارها قرار گیرد، زیرا به نظر می رسد جنگ جسته و گریخته ادامه دار است.
آنچه مهم است، اینکه به موازات جنگ برنامه های توسعه ادامه یابد. بهتر است احیای مجدد برنامه هفتم توسعه بر مبنای نوسازی باشد. رئیس جمهور گرچه فوق تخصص قلب و عروق دارد، اما برای اجرای دقیق برنامه از متخصین حوزه اقتصاد و برنامه ریزی بهره ببرد. اکنون متخصصین نام آشنای زیادی وجود دارند که با خلوص قلب آماده خدمت هستند. اگر ان شاءلله شرایط امن برقرار و امنیت پایدار حاکم شود، پیشنهاد می شود وی با اختصاص زمان لازم و کافی برای صحبت و مشورت با افراد دلسوز و کاردان ادامه دو سال آینده تا سال ۱۴۰۷ را با دقت در مسیر برنامه هفتم طی کند.
ادامه راه باید باید با عقل (عقل واقع گرا) طراحی و با سیاست گذاری اقتصادی گرم (مبتنی بر همکاری عمومی) انجام شود. سیاستگذاری گرم یعنی با افزایش سرمایه اجتماعی مردم را نیز همراه کنند. تا زمانی که مردم با سیاستگذار همراه نباشد، احتمال اینکه سیاست اقتصادی موفق شود، پایین است.
بعد از حوادث اخیر برنامه هفتم توسعه بهتر است مبتنی بر متنوع سازی و بروزسازی همه جانبه باشد
تجربه دهه 60 اوج سرمایه اجتماعی بود و مردم همه گونه با جان و مال در کنار دولتمردان بودند و در دفاع مقدس همه جانبه از میهن حضور یافتند. گرچه در دهه 70 پدیده رانت و فاصله طبقاتی رخ داد، اما سرریز سرمایه اجتماعی دهه 60 به 70 سبب شد، فساد اقتصادی روی اراده جمعی تأثیر چندانی نداشته باشد؛ لذا دوره دهه 70 نوعی شور و شوق سازندگی و اصلاحات ساری و جاری بود و نتیجه خوبی به دست آمد. در دهه 80 و 90 سیاستگذاری ها به طور کلی سرد بود و نتیجه آن رشد متوسط اقتصادی تقریبا صفر بود.
متأسفانه پرونده های متعدد فساد اقتصادی به شدت سرمایه اجتماعی را تخریب کرد. فتنه سال ۸۸، ناآرامی ها و اغتشاشات سال های ۹۶، ۱۴۰۰ و به تازگی ۱۸و ۱۹ دی ماه سرمایه اجتماعی منفی خلق کرد. با وجود این، حضور و دفاع جانانه مردم در جنگ های تحمیلی اخیر تا حدودی سرمایه اجتماعی را ترمیم کرد.
اکنون وقت آن است با شعار «باید برخاست» دوباره اجرای برنامه هفتم توسعه را در دستورکار قرار داد. باید مراقب بود برنامه هفتم توسعه به سردی نگراید، از نقطه کور و تاریکی درآید و با تقویت سرمایه اجتماعی آن را در معرض گرمای همدلی و انسجام اجتماعی قرار داد تا بازبینی و بازنویسی برنامه هفتم توسعه به تحقق اهداف تعیین شده سرعت و شتاب دهد.
بعد از حوادث اخیر برنامه هفتم توسعه بهتر است مبتنی بر متنوع سازی و بروزسازی همه جانبه باشد. رئیس جمهور به خاطر سلامت اخلاقی، خلوص شخصی، نگاه دلسوزانه و نقد پذیر، دانش علمی مناسب، علاقه و اشراف نسبی به تدوین برنامه هفتم توسعه (وقتی نماینده مجلس شورای اسلامی بود) توان آن را دارد که به وعده خود که همان اجرای برنامه هفتم توسعه بود جامعه عمل بپوشاند، آن را از ناحیه تاریک و کور فعلی خارج کند و فصل جدیدی در حوزه اقتصاد سیاسی ایران رقم بزند.